والا ما ...
رفتیم مدرسه داشتیم میپختیم (خوزستانیم🥵) رفتم پیش دوستم و بهم یه هدیه داد و داشتیم حرف میزدیم که گفتن برین سالن ( یه سالنی توی مدرسمونه) بعد نشستیم یه برنامه کوچولو اجرا کردن برامون و بعد معلم ها رو معرفی کردن که ما و نهمی ها میشناختیم فقط هفتمی ها بودن . بعد موقعی که میخواستیم از سالن بریم بیرون بهمون فیفر دادن. بعد خلاصه جلوی هر کلاسی یه برگه چسبونده بودن که اسم دانش آموزا بود تا بدونیم کدوم کلاسیم . بعد خلاصه من داشتم نگاه میکردم دیدم من و دوستم تو یه کلاسیم و عین اسکلا میخواستم جیغ بکشم چون خیلی استرس داشتم سر این موضوع😂 بعد رفتیم سر کلاس معلم عربی اومد ، معلم پایه ای هستش من خیلی دوسش دارم و نشستیم باهاش حرف زدیم ، زنگ تفریح که خورد رفتیم سر صف تا زنگ مهر رو بزنن(خدایی این چه مسخره بازیه تو این گرما😩) عرق کرده بودم حسابی موهامم خیس.
بعد رفتیم سر کلاس ریاضی اومد یکم دوره کرد و ماهم فقط نگاش میکردیم چون هیچی از پارسال یادمون نبود😂😑بعد زنگ بعدی علوم اومد داشت در مورد علوم هشتم میگفت که: علوم هفتم خیلی زشت بود اما بهتون قول میدم علوم هشتم جذابتره)و بعد در مورد اینکه تابستان خود را چگونه گذراندید گفتیم. یکی بود هی میگفت دلم نمیخواد برم خونه داره خوش میگذره 😑 دلم میخواست بزنمش 👊
بعد رفتیم سر کلاس ریاضی اومد یکم دوره کرد و ماهم فقط نگاش میکردیم چون هیچی از پارسال یادمون نبود😂😑بعد زنگ بعدی علوم اومد داشت در مورد علوم هشتم میگفت که: علوم هفتم خیلی زشت بود اما بهتون قول میدم علوم هشتم جذابتره)و بعد در مورد اینکه تابستان خود را چگونه گذراندید گفتیم. یکی بود هی میگفت دلم نمیخواد برم خونه داره خوش میگذره 😑 دلم میخواست بزنمش 👊
- ۳.۵k
- ۰۱ مهر ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۱۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط